یک ستاره از آسمان ماکو می‌چینم می‌گذارم در دست‌هایت، یک سیب از درختان باغ شوط می‌چینی می‌گذاری در دامنم.

می‌نویسم، پاک می‌کنم، می‌نویسم، پاک می‌کنم…

این روایت ادامه ندارد، پانزده ثانیه بیشتر نیست که قرار است تا ابد طول بکشد. تو سیب می‌چینی می‌گذاری روی دامنم، منم ستاره می‌چینم می‌گذارم در دست‌های تو، تا سپیده دم شاید هزاران بار همین سکانس را تماشا کردم، دلم می‌خواهد صبح نشود تا بتوانم تا ابد برایت ستاره بچینم.

من نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده، فیلمبردار و تنها بازیگر این فیلم پانزده ثانیه‌ای هستم.

اینجا استیج خیال من است.

شهر شوط اطراف ماکو.

صورت فلکی تاج شمالی را بالا سمت راست درخت می‌بینید.

ماکو جاییست که برای رفتن به ارمنستان و گرجستان و قفقاز باید از آنجا عبور کنید. گوش گربه روی نقشه.

از مرز نوردوز به ارمنستان از مرز بازرگان به ترکیه.

داستان سفر من به گرجستان را اینجا تماشا کنید.

ویدیوهای بیشتر از داستان سفر و آسمان شب را در چنل یوتوب تماشا کنید.