یه طرف خرپشته ماه غروب می‌کرد و طرف دیگه آفتاب طلوع.

خیلی دور نیست، همین دو روز پیش، صبحی که ماه کامل شد. ساعت ۵ صبح، اول رو به غرب ایستادم و بعد شرق.

غروب ماه، صدای گنجشک می‌داد و تسمه‌ی کولر.
آفتاب با بالا اومدنش، صدای آدم‌ها و ماشین‌ها رو زیاد کرد و صدای کولر گم شد. اول اردیبهشته ولی کولر‌ها مثل وسط‌های تابستون ناله می‌کنند، تق‌تق، جیر، تق‌تق جیر…

یه نگاه به رنگ‌های شرق، یه نگاه به رنگ‌های غرب، پاهام کم‌کم از زمین جدا شدن.
هر چی رو ازمون بگیرن، این لحظه‌ها رو نمی‌تونن. فکر نمی‌کنم کسی بتونه روی صورت ماه و آفتاب پارازیت بندازه.

دندون درد من رو می‌کشوند پایین و رنگ‌ها می‌بردنم تو هوا. ماه رفت پشت ساختمون وزارت بهداشت و اومد بیرون.

نمی‌دونم کادر درمان که این یک سال و اندی، شب و روز نداشتن، تو این ساختمون رفت و آمد دارن یا نه.
ولی من و ماه و آفتاب، اون روز صبح یادشون کردیم. امیدوارم امید و شادی همراهشون باشه که یک لحظه‌هایی پاشون از زمین جدا شه و کیف کنند از تماشای زندگی.

رنگ‌ها رهام کردن و اومدم پایین و رفتم دندون پزشکی. بعدش هم تا شب تو خیابون‌های تهران راه رفتیم. رفتیم تو اون محله‌هایی که خونه‌های آجری و پنجره‌های چوبی هنوزم هستند. زل زدیم به پرده‌های پشت پنجره‌ها.

توی خونه‌ها رو تجسم می‌کردیم. گاهی، بوی غذایی از خونه‌ای می‌اومد بیرون و تصویرهامون رو کامل‌تر می‌کرد.

بازم پاهام از زمین جدا شدن. زندگی رو دیدم. صندلی‌ای تو بالکن یک خونه، که کنار پایه‌اش کتابی نیمه باز، برعکس روی زمین بود.
زندگی رو دیدم. یک لیوان چای نصفه روی لبه‌ی داخلی پنجره، یک روبانی که کمر پرده رو آروم گرفته تا باد بتونه تو خونه بچرخه.

صدای جریان خون تو رگ‌هام رو می‌شنیدم. رنگش می‌تونه مثل آفتابی باشه که صبح دیدم. رنگ‌ها بردن من رو بالاتر. اینجا، تهرانیه که گاهی دلم می‌خواد ازش دور شم، ولی گاهی هم می‌تونم اینجوری باهاش مست شم.

سعی می‌کنم اون موقع‌هایی که دلم پره حواسم باشه تقصیر تهران نیست، اون هم خودش قربانیه. قربانی آدم‌هایی که هنوزم نفهمیدن چی می‌خوان و تو این نفهمی‌هاشون، تماشای زندگی رو از خیلی‌ها گرفتن.

از روی بوی غذا و طرح پرده و اینکه صاحب‌خونه روی زنگش چی نوشته، خونه‌‌ای که از همه بیشتر می‌شد زندگی رو توش تجسم کرد، انتخاب کردیم.

رویا ساختیم و زنگ در خونه رو زدیم و گفتیم قصد فروش خونه رو ندارین!؟
گفت نه، خودمون داریم ازش استفاده می‌کنیم…

البته که می‌دونستیم خونه‌ی آجری که این همه می‌شه توش رویا ساخت، قطعا صاحب‌خونه منتظر خریدار نیست و داره با تمام وجود به اون خونه جان می‌بخشه.

عکس بالا، طلوع همین ماهیه که ازش گفتم.

تایم لپس غروبش رو تو فیلم زیر ببینید.

این ماه معروفه به اَبَر ماه!

تو انگلیسی سوپر مون.

در تاریخ ۲۷ آوریل ، یعنی وقتی این عکس و تایم لپس رو گرفتم ماه در حضیض خودش بود، یعنی در نزدیکترین فاصله از زمین.

مدار ماه دور زمین بیضیه، پس همیشه فاصله‌اش از زمین یک اندازه نیست. وقتی که ماه کامل در نزدیکترین فاصله از زمین باشه به نسبت وقتی که در دورترین فاصله است، ۱۴ درصد بزرگتره و ۳۰ درصد درخشان تر دیده می‌شه.

بومیان آمریکا به ماه کامل آوریل می‌گفتن ماه صورتی، چون یک گیاهی که بومی شمال شرق آمریکاست، تو آوریل گل‌های صورتی می‌ده.