مشغول خوردن غذا بودیم که صدای شیون‌هایشان آمد!

شام، نودل با سبزیجات پخته، یا بهتر بگویم نیمه پخته داشتیم. در سفر، تلاش می‌کنیم که آتش روشن نکنیم، پس باید الکل چراغمان را مدیریت می‌کردیم که به وعده‌های بعدی هم برسد.

صدایشان نزدیکتر شد، حتم داشتم بالای سر چادر ما، می‌چرخند. به نظر می‌‌آمد یکی از اعضای گروهشان را از دست دادند. غم بر موج صدایشان سوار بود. نور ماه داشت شیفت خود را از گرگ و میش تحویل می‌گرفت.

لنز جدیدی را که برای آن شب کرایه کرده بودم، بعد از شام بستم روی دوربین و از چادر رفتم بیرون. از دم غروب روباهی دور ما می‌چرخید. محمد زباله‌‌های تر این چند روز را روی یک سنگ کمی آن طرف‌تر چیده بود، تا زیر آفتاب خشک و سبک شوند تا خرد کنیم و در یک پاکت نودل جایشان دهیم و با خودمان به شهر ببریم.

محمد رفت زباله‌های خشک شده را سروسامانی دهد. در آخرین تلاش‌های گرگ و میش، دسته‌ی سوگواری‌شان را دیدم که بالا سر سنگی چند ده متر آن طرف‌تر از چادر ما پرواز می‌کردند و جیغ می‌کشیدند. احساس می‌کردم اگر به آن سنگ نزدیک شوم، کلاغی مرده روی آن خواهم دید.

محمد زباله‌های خشک شده را در پاکت نودل جا داد و گفت: روباه در کنار زباله‌ها مدفوع کرده!
احتمالا آمده و دیده خبری از غذا نیست و فقط پوست تخم مرغ است و با خودش گفته : « … تو این شانس » و کارش را همان جا کرده.

ماه که بر تمام کوه چیره شد کلاغ‌ها از نظر ناپدید شدند اما فریاد هایشان همچنان در گوش من بود و به دنبال معنی‌اش می‌گشتم. افسانه‌ها می‌گویند که کلاغ‌ها سفید بودند و روزی یکی از خدایگان کلاغی را نفرین می‌کند و از آن به بعد سیاه می‌شوند.

این که چرا نفرین شد، داستان مفصلی دارد، بماند برای یک شب دیگر.
امشب به کلاغ درون این عکس برسیم و روباهی که دور ما می‌چرخید. ستاره‌های پر نوری که وسط عکس می‌بینید، صورت فلکی کلاغ است. اینکه چطور بابلیان و یونانیان این چند ستاره را کلاغ دیدند را از خودشان باید بپرسیم، ولی شما هم با تصور خودتان سعی کنید کلاغی را با ستاره‌های درون عکس بسازید، شاید هم شما چیز دیگری ساختید.

آن وقت بابلیان باید از شما بپرسند چطور صورت فلکی کلاغ ، شد این که شما از خودتان ساخته‌اید!!!؟؟

جایی خواندم دانشمندان در تحقیق روی رفتار کلاغ‌ها متوجه شدند، این موجودات مثل فیل‌ها و چند حیوان دیگر برای مرگ هم نوعشان عزاداری و چند ساعتی را کنار جنازه سر می‌کنند و معنی مرگ را می‌فهمند.

در خیالم دیدم که آن شب، برای این کلاغ پر کشیده به آسمان‌ در میانه‌ی تصویر سوگواری می‌کردند.

چه مراسم خوش آب و رنگی هم برایش برپا کرده بودند. سفره‌ای سبز رنگ در کوه پهن کرده و عکس کلاغ از دست رفته را هم بر بوم آبی آسمان نقاشی کرده بودند. برف هم مسیری ساخته بود از میان دره به بالای کوه برای رسیدن به یادبود کلاغ از دست رفته.

آن شب لنز ۳۵ میلی‌متر آرت سیگما را تست کردم، چندین عکس و تایم تایم لپس گرفتم و با لنز خودم یعنی کانن ۱۶-۳۵ تایپ سه، مقایسه کردم و کاربردهای آن لنز را بررسی کردم.

نتیجه را در یک فیلم با شما هم به اشتراک گذاشتم. اگر به دنبال خرید و کرایه لنز هستین این بررسی کمکتان می‌کند که ببینیم چطور باید یک لنز‌ را تست کرد. البته که من به طور خاص ویژگی‌های این لنز را در عکاسی از آسمان شب بررسی کردم. قطعا برای ژانر‌های دیگر عکاسی و فیلم برداری، می‌شود از زوایای دیگر هم این ابزار‌ها را بررسی کرد.

کمپینگ دشت سوتک وارنگه رود در مسیر آزادکوه زیر آسمان شب پر ستاره و بدون آلودگی نوری شمال تهران

کمپینگ دشت سوتک وارنگه رود در مسیر آزادکوه زیر آسمان شب پر ستاره و بدون آلودگی نوری شمال تهران – عکاسی با لنز سیگما آرت