برای لمس بیشتر و بیشتر زمستان، دل را زدیم به دامنه‌های دماوندِ عزیزتر از جان.

چند روزی می‌شد که اینجا شده بود خانه‌ی سفید ما. صبح، چشم‌هایمان را به سفیدی باز می‌کردیم و شب‌ها رویاهای سفید می‌دیدیم. سرد و زیبا بود، سرد و باشکوه.

بادی که به دره و به پیش ما ‌می‌رسید، دماوند را درنوردیده بود، سوز را از روی قله با خود بر‌می‌داشت و می‌آمد پیش ما تا زمستان را تمام و کمال نشانمان دهد. باد عزیزی بود برای ما، بوی البرز را می‌داد. فقط یک بدی داشت، نمی‌توانستیم در آن باد و برف آن‌طور که باید از حیاط خانه‌ی آن چند روزمان عکس و فیلم بگیریم، باید می‌خزیدیم درون کاپشن‌هایمان.

اما بالاخره باد امان‌مان داد و چند دقيقه‌ای می‌شد كه تمام حواسمان به زمين زير پايمان بود. ظهر نزديک بود. امروز بعد از چند روز هوا صاف شده بود و باد، دره را ترک کرده بود. فرصت خوبی بود برای پرسه زدن در زمستان و كيف كردن. دوربين به دست راه افتاديم، من از هنرنمایی يخ‌ها عكس می‌گرفتم و محمد فيلم می‌گرفت.

هر لحظه بيشتر و بيشتر گردن و كمرم خم می‌شد و به زمين نزديک‌تر می‌شدم از بس كه يخ‌ها با همكاری آب رودخانه نقش‌های حيرت انگيزی آفريده بودند. يك لحظه كمرم را صاف كردم تا خستگی در كنم و دوباره برگردم سراغ يخ‌ها كه ديگر برنگشتم، چون آسمان، به آن همه توجه به زمين حسادت كرده بود، طرحی آفريده بود كه مات و مبهوتمان كرد.

دوربین را کنار گذاشتیم و فلاسك چای را برداشتيم و رفتيم كه بيشتر در آسمان محو شويم و يخ‌ها را هم به تماشا دعوت كرديم. زمان برایمان کند می‌گذشت و همه چیز متوقف شده بود!

در این مستند ویدیویی، ماجرای این سفر زمستانی را براتون تعریف می کنم

اینم یکی از شاهکارهای باد که اینجا ازش گفتم

بیشتر بدانیم

چگونگی به وجود آمدن این هاله که به هاله ۲۲ درجه معروف است: این هاله ۲۲ درجه دور خورشید وقتی به وجود می‌آید که لایه‌ی رقیقی از ابر در ارتفاعات خیلی بالا باشد. این پدیده در فصل‌های سرد سال بیشتر رخ می‌دهد.

البته احتمال به وجود آمدن این ابر‌ها در فصل‌های گرم هم هست. آن‌ها معمولا از بلورهای یخ تشکیل شده‌اند، چون دمای هوا در ارتفاعات خیلی بالا به قدری پایین است که آب یخ می‌زند. بلور‌های یخ، نور خورشید را به رنگ‌های گوناگونی تجزیه می‌کنند، مانند همان کاری که قطرات آب می‌کنند و رنگین‌کمان را به وجود می‌آورند.